محمد على مجاهدى
102
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )
ترجمهء قسمتى از رجز ابو بكر بن على عليه السلام شاه و برادر من است اختر آسمان دين * مهتر و بهتر زمان ، قبله و قدوهء زمين لالهء روضهء صفا ، گلبن باغ اصطفا * چشم و چراغ مصطفى ، مير و امام راستين گوهر كان اجتبا ، مهر سپهر اهتدى * طُرّهنشانِ « طا » و « ها » ، چهرهگشاى « يا » و « سين » من نه برادر وىام ، خادم و چاكر وىام * پيش دو ديدهء شما خارجيانِ تيرهدين درگذر مخاصمت ، صاعقهء اجل : كمان * بر فلك مقاومت ، مشترى زُحل : كمين تحفهء جان و دل به كف آمدهام به درگهش * ديده و رخ بر آستان ، تيغ و كفن در آستين « 1 » زبان حال حضرت على اكبر ( ع ) ساقى كوثر ، آب مىخواهد * مير مجلس ، شراب مىخواهد ! بچهء شير در طريق خطر * راه آب از كلاب « 2 » مىخواهد كيست آن كو ز فرطِ بىنمكى * دلِ زهرا ، كباب مىخواهد گيسوان سيه سفيد حسين * كيست كز خون خضاب مىخواهد مؤمنان در بهشت و ، منكر ما * سوى دوزخ شتاب مىخواهد « 3 » 3 . سنايى غزنوى ( ف 545 ) زندگينامه حكيم سنايى غزنوى نامش مجدود ، تخلص شعرىاش « سنايى » فرزند آدم از شعراى نامدار سدهء ششم و از عرفاى بلندپايه و استاد مسلم سلوك و عرفان در قلمرو زبان فارسى است . در اواخر سدهء پنجم در غزنين به دنيا آمد و به سال 545 ه . ق در همان شهر بدرود حيات گفت و آرامگاه او هنوز زيارتگاه ارباب معرفت و بصيرت است . وى در اوان شاعرى به دربار غزنويان راه يافت و به ستايشگرى سلاطين اين سلسله خصوصا سلطان مسعود بن ابراهيم غزنوى ( 492 - 509 ) و پسرش بهرامشاه ( 511 - 548 ) پرداخت ،
--> ( 1 ) . همان ، ص 411 . ( 2 ) . سگان ، جمع كلب ( 3 ) . همان ، ص 421 .